پژوهشكده تحقيقات اسلامى
47
سرداران صدر اسلام (فارسى)
به پسر عمويت بگو ، اگر حفظ خون مسلمانان ، واصلاح كار امّت رامىخواهد ، قاتلان عثمان را در اختيار ما بگذارد ، كه آنان همراه اويند ؛ و از خلافت كناره گيرى كند ، و كار رهبرى را به شورا واگذارد تا مردم هركه را خواستند برگزينند . على نيز مانند يكى ازماست ، و اگر پيشنهاد ما را نپذيردبا شمشير با او مقابله مىكنيم ؛ و با وى سخن ديگرى نداريم . ابن عباس گفت : اى ابا محمد ، انصاف ندادى . مگر تو نبودى كه عثمان را ده روز محاصره كردى كه از آب چاه خانهاش مصرف مى كرد ، و تو او را از آب آشاميدنى منع كرده بودى ؟ تا اينكه على عليهالسّلام در اين باره با تو گفتگو كرد ، و ازتو خواست كه از بردن آب براى عثمان جلوگيرى نكنى ، ولى تو نپذيرفتى ؛ و چون مردم مصر ، اين رفتار را از تو كه يار پيامبر صلىالله عليهوآله بودى ديدند ، با اسلحه بر او يورش بردند و او را كشتند . سپس مردم با مردى بيعت كردند كه سابقهاى بس درخشان دارد ، و صاحب فضيلت و خويشاوندى با رسول خدا ، ومتحمل سختيهاى فراوان در راه اسلام است ، و فضايلش به حدّى است كه قابل انكار نيست . تو در كنار يارت ( زبير ) آمديد و به دلخواه بيعت كرديد ، آنگاه بيعت را شكستيد . به خدا سوگند ، از تو عجيب است ، كه به بيعت ابى بكر و عمر و عثمان سر فرود آوردى ، ولى از بيعت با على بن ابى طالب خوددارى مىكنى ؛ به خدا سوگند على عليهالسّلام از هيچيك شما كمتر نيست . وا مّا اين كه گفتى قاتلان عثمان را دراختيار تو بگذارد ، تو همهء آنان را نيك مىشناسى ، و چيزى از آنها بر تو پوشيده نيست ( چون تو خود همراه آنها بودى ) . و امّا اين كه گفتى اگر على نپذيرد ، با شمشير با او مقابله خواهى